چگونه اعتماد به نفس را در فرزندان پرورش دهیم .
چگونه اعتماد به نفس را در فرزندان پرورش دهیم .
از رشد عاطفی فرزندانتان غافل نشوید
همانگونه که بیشتر افرادآگاهندگفتگوها و پیام های الهام بخش، تأثیر ثابت و پابرجایی ندارند و تنها موجب ایجاد آرامش موقت در فرد می شوند . اگر والدین در صدد ایجاد اعتماد به نفس در کودکان خود هستند باید آگاه باشند که تنها با تعریف و تمجید از کودک ، به این امر مهم دسترسی پیدا نخواهند کرد . اگر چه تحسین و تعریف از کودک ،در شروع کار به پدر و مادر کمک می کند ، ولی برای گسترش این حس در کودک ، باید قدم های استوارتری برداشت . در حقیقت اعتماد به نفس ، تنها با صحبت کردن و فکر کردن در مورد آن حاصل نمی شود .
سه عامل سازنده اعتماد به نفس یعنی پیشرفت ، حمایت و ادراک ، عوامل ضروری برای ایجاد احساس خوب بودن ، صلاحیت داشتن ، موفق بودن ، ارزش داشتن و عشق و محبت هستند . ترکیب این سه عامل با یکدیگر ، پایه و اساس محکمی را برای ایجاد اعتماد به نفس حقیقی و همیشگی تشکیل می دهد . اگر یکی از این عوامل وجود نداشته باشد ، قطعاً فرد با مشکلات ارزشی و عاطفی روبرو خواهد شد خانواده و خصوصاً والدین می توانند نقش حیاتی را در ایجاد این سه عامل بازی کنند .
اعتماد به نفس چیست ؟
در 2 سالگی کودک نسبت به موضوع هویت خود و این که چه کسی است و یا چه کسانی را دوست دارد، ایده هایی پیدا می کند . در واقع حس خود شناسی در او شروع به تبلور می کند و او پیرامون مسائلی آگاهی پیدا می کند . همچون اینکه آیا دختر است یا پسر ، چه غذایی را دوست دارد و کدام را نه و بازی مورد علاقه اش چیست . البته این نوع خود شناسی توصیفی است نه تشخیصی ، در واقع اعتماد به نفس واقعی که به معنای ارزیابی فرد از توانایی ها و ویژگــی هــای فــردیش می باشـد ، در سال های آینده بروز می کند. هنگامی که کودک خود را ارزیابی می کند ، این سنجش تنها محدود به شرایط مکانی و زمانی خاص خود است . مثلاً کودک قبل از 7 یا 8 سالگی افکار نظری خود را این چنین توصیف می کند که من در بازی کامپیوتری موفق هستم و یا می توانم دوستان خوبی پیدا کنم و یا اینکه هجی کردن کلمات برای من دشوار است. در واقع ارزیابی فرزندان از خودشان در سنین کمتر از 7 سالگی محدود به کار و وظیفه مشخصی است که پیش رو دارند و هرگز در بر گیرنده مفهوم کلی ” اعتماد به نفس “ نیست .
در سن 8 یا 9 سالگی ، حس خود ارزشی و توانایی در کودک بیشتر از قبل متبلور می شود . در روند شکل گیری حس هویت شناسی ،درک و تصور ، کودکان به خود ویژگی های خوب و بد را نسبت می دهند و مجموع این ارزیابی هایی که کودک از خود می کند ، احساس اعتماد به نفس را در او به وجود می آورد .
باید به خاطر سپرد که اعتماد به نفس در هر فردی ، حوزه و محدوده خاص خود را دارد ، به این معنی که داشتن اعتماد به نفس در ورزش ضرورتاً به این مفهوم نیست که شخص در درس ریاضی نیز عزت نفس و توانایی دارد و یا ممکن است فردی که در درس ریاضی می درخشد، در زمین بسکتبال موفقیتی کسب نکند .
نقش ادراک مثبت در شکل گیری عتماد به نفس
اعتماد به نفس ، با وجود ادراک و باورهای مثبت فرد نسبت به خودش ، در او آغاز می گردد . همه ما از سنین کودکی با دریافت ایده و نظرات دیگران پیرامون خودمان ، شروع به ساختن این باورها و ادراک می کنیم . والدین اولین و صمیمی ترین کسانی هستند که با کودکان ارتباط برقرار می کنند و چون میان آنها ارتباط عاطفی گرمی وجود دارد ، فرزندان بیشتر از والدین تأثیر می پذیرند تا دیگران . در واقع نظرات پدر و مادر بیشتر از دیگران مورد پذیرش کودکان قرار می گیرد و این فرصت مناسبی است که والدین رفتارهای خوب و ویژگی های مثبت فرزندان را مورد ستایش قرار دهند . اگر چنین تحسین و ستایشی به طور خود به خود و همراه با عشق و علاقه باشد بیشتر مؤثر واقع می شود و برعکس اغراق و ریاکاری و عدم صداقت سبب آسیب روحی به کودک می گردد .
هنگامی که والدین ، از توان فرزند خود پیرامون تکالیف و پروژه های مدرسه آگاهی دارند و فرزند را به خاطر این سعی و تلاش مورد تحسین قرار می دهند ، حسی را در کودک ایجاد می کنند که زمینه ساز بروز اعتماد به نفس در او می گردد. این واکنش والدین سبب می شود که انگیزه فرزندان برای انجام تکالیف ، بیشتر شود و باور و نگرش مثبتی را نسبت به خود پیدا کند و خود را به عنوان فردی مسئولیت پذیر بشناسد .
عکس مورد بالا نیز صادق است . اگر والدین تلاش فرزند را نادیده بگیرند و کار بزرگی در نظر نگیرند ، کودک هرگز احساس اعتماد به نفس ، صلاحیت، توانایی موفقیت و نگرش مثبت پیدا نخواهد کرد . دانش آموز شایسته و سخت کوش ، که مورد تشویق تحسین والدین قرار می گیرد قطعاً این توانایی را در آینده نیز بروز می دهد اما کودکی که توانایی های خود را باور ندارد و والدینش نیز هرگز به تلاش های او توجهی نمی کنند ، در آینده نتیجه مطلوبی پیش رو نخواهند داشت .
ویژگی های خوب
پیرامون موضوع ‹‹ ادراک مثبت ›› هدف اصلی والدین ، آگاه ساختن فرزندان از قدرت ، ارزش و ویژگی های خوب درونیشان است . این موضوع به معنای نادیده گرفتن رفتارهای مشکل ساز نیست . رفتارهای ناشایستی همچون دروغ گفتن ، دزدی و استفاده از الکل باید مورد برخورد و توجه قرار گیرد ولی همواره باید این انتظار را از کودکان داشته باشیم که قادرند خود را اصلاح کنند و رفتارهای بهتری از خود بروز دهند . در واقع پدر و مادر باید روی توانایی های کودک تأکید کنند نه اشتباهاتش و همچنین رفتارهای مثبت او را تحسین کنند و به سرزنش رفتارهای بد او نپردازند .
نقش پیشرفت و موفقیت در شکل گیری اعتماد به نفس
در اجتماع کنونی ، بسیاری بر این عقیده اند که والدین و معلمان با گفتن جملاتی مثل ‹‹ تو باهوشی ›› ، ‹‹ توبا استعدادی ›› ، ‹‹ تو خوبی و خلاقی ›› می توانند حس اعتماد به نفس را در کودک تقویت کنند اما باید دانست که این نظریه چندان موفق عمل نمی کند و در بسیاری از موارد نیز می تواند مشکل ساز شود ، به این معنی که اگر والدین در ابراز این جملات تحسین آمیز اغراق ورزند ، مشکلاتی بروز خواهد کرد . روش دیگری که عده ای به آن معتقدند این است که از کودک بخواهیم بنویسد ” من کودکی استثنایی و موفقم . “ تکرار این جمله نیز دردی را دوا نمی کند و هرگز کودک را دارای اعتماد به نفس نمی سازد . در واقع اظهار جملات مثبت و تحسین برانگیز در صورتی تأثیر بسزایی دارد که صادقانه ادا شود و از سوی کسی مطرح می گردد که کودک به او احترام می گذارد و ارزش زیادی برای او قائل است ، در این صورت است که این اظهارات می تواند به ایجاد موفقیت، استعداد و ویژگی های مثبت در کودک بینجامد .
کوتاه سخن اینکه ، اظهار جملات و کلمات مثبت و سازنده ، کافی نیست و کودکان برای برخورداری از اعتماد به نفس واقعی ، نیازمند ایجاد اطمینان و عزت نفسی هستند که بر پایه ‹‹ موفقیت و پیشرفت ›› شکل می گیرد .
نقش حمایت عاطفی و خانواده در شکل گیری اعتماد به نفس
عامل سوم ایجاد اعتماد به نفس خانواده و حمایت عاطفی است . در حقیقت یافتن حمایت ، عشق و علاقه و پذیرش در خانواده ، به عنوان عاملی ضروری در شکل گیری عزت نفس ، در نظر گرفته می شود . وقتی کودک با احساس و عشق و محبت رشد کند ، حس مثبت اندیشی در او به طور عمیق و همیشگی ایجاد می شود و در واقع هیچ گاه سطح درآمد افراد ، شهرت و موفقیت آنها نمی تواند جای این نیازهای عاطفی را پر کند . اگر از افراد خوشحال و خوشبخت بپرسیم که منشأ شادی شما چیست ؟ بدون هیچ مکثی خواهند گفت که مهمترین عامل روابط دوستانه و گرم خانوادگی است که این خوشبختی را به ارمغان آورده است . این که به کودکان بیاموزیم چگونه مثبت اندیش باشند و در کارها و اهداف خود به موفقیت برسند برای پرورش حس قوی اعتماد به نفس کافی نیست بلکه باید به آنها عشق ورزید تا بتوانند محبت را به معنای واقعی احساس کنند . والدین باید کودکان را از حمایت عاطفی خود برخوردار کنند تا فرزندان بتوانند در مقابل ناملایمات و شکست های زندگی مقاومت کنند.
پنج خصوصیت خانواده سالم و حمایت گر
1- وجود اعتماد به نفس در والدین در
چنین خانواده هایی ، والدین خود دارای اعتماد به نفس هستند . آنها هرگز در مورد خود نامطمئن و شکاک نیستند زیرا اگر این چنین باشند ، همواره این حس عدم اطمینان را به کودکان خود منتقل می کنند .
2- حمایت اعضای خانواده از یکدیگر
هر یک از اعضای خانواده وظیفه دارد که دیگر افراد را مورد تأیید و حمایت قرار دهد . اگر این وظیفه خطیر تنها به عهده مادر قرار گیرد ، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت در این مورد مادر و پدر هر دو باید در امر حمایت فرزندان شرکت داشته باشند و به دنبال این مسئله فرزندان نیز حامی پدر و مادر و یکدیگر خواهند بود .
3- پذیرش محدودیت های فردی
خانواده باید درک کند که حمایت به معنای تحت فشار قرار دادن افراد برای بهتر بودن و بهتر انجام دادن کارها نیست . زیرا نیاز افراد خانوا ده با یکدیگر متفاوت است بعضی نیازمند تشویق بیشتر هستند تا تلاش خود را افزایش دهند ولی بعضی نیز نیاز دارند که متقاعد شوند تا کارها را ساده تر گرفته و آرام تر پیش روند .
4- روحیه مثبت و خوش بینانه
روحیه چنین خانواده هایی مثبت است و بر پایه امید و خوش بینی است و آنها بر این باورند که مشکلات و فشارهای روحی موقتی و قابل حل اند . آنها معتقدند تا زمانی که با هم هستیم و همدیگر را داریم ، بر همه مشکلات فائق خواهیم آمد و کارها به درستی انجام خواهد شد .
5-احترام به گروه های مختلف اجتماعی
چنین خانواده هایی ، نهادهای اجتماعی را حمایت می کنند اما نه کورکورانه و خودکار ، کودکان در خانواده آموزش می بینند تا به نهادهایی همچون مدرسه و مکان های ملی و مقدس و بانیان آنها احترام بگذارند ، با این وجود در هنگام بروز تضاد میان کودکان و والدین ، آنها اجازه دارند که حرف های خود را بزنند و والدین باید گوش شنوای دردهای آنان باشند تا بتوانند راه حل مناسب را بیابند .