با همکاران حسود چگونه برخورد کنیم
مشخص ترين همکاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا که در هر تلاشي که
مي کنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرک ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت
مناسبي براي تحقير شما به خاطر شکست ها و
اشتباهاتتان هستند.
من که خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شرکت برخورد داشته ام،
در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا کنم:
(1) خنثي کردن حسادت آنها، و (2) تلافي کردن کارهايشان.
(1)
خنثي کردن حسادت دشمنان
آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا کاري کرده ايد که باعث شعله ور
شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي کنيد و موفقيت هاي
خودتان را به رخ مي کشيد؟
اينها سوالاتي است که بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد که خودتان اسباب تنفر
ديگران را فراهم کنيد. اگر متوجه شديد که خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و
منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد
صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با
همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد.
اگر در گذشته بيش از حد متکبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي کنيد با دشمنانتان صلح برقرار
کنيد. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله
يا احساس بد و منفي دوري کنيد. اگر اينکار را به خاطر ترس از عکس العمل دشمنانتان
انجام دهيد، مطمئن باشيد که آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از
ته قلب و مخلصانه باشد.
جلب
احترام همکاران
آيا تا به حال سعي مي کرديد که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد
که هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي کنيد از اين به بعد، همکاران و
ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني
و احترام اطرافيان خود را جلب کنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر کارشکنان مقاومت
کنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا کنيد، ممکن است آتش حسادت او نيز کم کم فروکش
کند..
بر حسادت آنها پيشدستي کنيد
اگر بتوانيد همکار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي کنيد، خواهيد توانست بر
حسادت او پيشدستي کنيد. هرجا که لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه که
شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نکته اينجاست که بايد قبل از شعله ور شدن آن حس
حسادت، از آن جلوگيري کنيد.
همکارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق کنيد. سعي کنيد خودتان حسود نباشيد،
چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و
رفتارها و عملکردهاي منفي مشاهده مي کنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران
داشته باشيد.
(2)
تلافي کارهاي حسودان
اگر نتوانستيد حسادت همکارانتان را خنثي کنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل کار، واکنش نشان دهيد.
بايد هرطور شده تلاشهاي همکارن حسود خود را براي بي اعتبار کردن خود نابود کنيد.
اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يکي از همکاران حسود آغاز
شد، وظيفه ي شما اين است که کاري کنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نکنيد شما
نيز کاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد
داد. هميشه سعي کنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت کار
کنيد، و سعي کنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب کنيد و
تاکتيک هاي زير را به کار گيريد.
بين افراد رده بالاي شرکت، حامي پيدا کنيد.
يکي از اولين کارهايي که براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است که به
دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده
بالاتر محل کارتان انتخاب کنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يکي از
مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل کمتري به در افتادن با شما پيدا
خواهند کرد.
به هيچ وجه سعي نکنيد خود را
ضعيف و شکننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشکلاتتان را
با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع کنيد.
از همه تخلفات آگاه باشيد.
کليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي کنيد از
آن واقعه مدرک جمع کنيد. حرفه اي عمل کنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار کرد، شما
مثل او رفتار نکنيد. ممکن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط کند. اگر يک ايميل تند و
زننده دريافت کرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل کنيد
که هيج يک از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد که آن
توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.
به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر کنند.
نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته
باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده
و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز
بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد کنيد، اما
نه کورکورانه. ممکن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي کند، بدون اينکه غرورش جريحه
دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر کردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نکنيد،
بخشنده و رئوف باشيد.
بهترين نتيجه را بگيريد!
برخورد با همکاران حسود موقعيت دشواري است که همه از آن فراري هستند. اما شما مي
توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينکه مشکل ساز شود، همه چيز را به خوبي
برطرف کنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد،
شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي
عمل کنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد
**************************************************
کنترل خود در محیط کار و غلبه بر عصبانیت
Nervousness
همه ما با افرادي روبهرو شدهايم كه كنترل
احساساتشان را سركار از دست ميدهند، درها را ميكوبند، سر همكاران يا مشتريها
فرياد ميزنند و چيزهايي ميگويند كه خيلي زود پشيمان ميشوند. اشخاصي را ديدهايم
كه در جلسات كاري، نميتوانند جلوي عصبانيت خود را بگيرند؛ چون با عقايد و
نظراتشان مخالفت شده است يا اين كه فرد ديگري را به جاي آنها نشاندهاند.
از وقتي بچه بوديم به ما ميگفتند: مثل يك مرد رفتار كن و جلوي فوران احساساتت را
بگير. حالا ميبينيم بسياري از همكارانمان سركار به خاطر نداشتن توانايي در
فرونشاندن خشم و عصبانيت و احساساتشان اعتبارشان را از بين ميبرند.
در اينجا ميخواهيم به نكاتي اشاره كنيم كه با كمك آنها ميتوانيد جلوي احساسات
منفي و عصبانيت خود را در محل كار بگيريد و موفق سر كار خود باقي بمانيد.
كمي قدم بزنيد تا عصبانيتتان Nervousnessفروكش كند: در طي يك جلسه كاري وقتي كسي از
سبك مديريت يا بخش تحت اداره شما ايراد ميگيرد، عصباني نشويد. وقتي ميبينيد
خشمگين شدهايد، خود را از آن محل دور كنيد. بهانهاي بياوريد و از جلسه بيرون
برويد تا عصبانيتتان فروكش كند.
اگر براي خاموش كردن خشمتان به خود فرصت دهيد، ميتوانيد كنترل احساساتتان را
دوباره به دست آوريد.
پيش از نشان دادن هر گونه واكنش ، توضيح بخواهيد: با پرسشهاي مختلف وقت را
بگذرانيد. ميتوانيد از صحبتهاي ديگران استفاده كنيد و سوالاتي از آنها بپرسيد.
با اين كار به فرد زمان ميدهيد اشتباه خود را تصحيح كند.
از قانون ده ثانيهاي استفاده كنيد: هيچ عكسالعملي نشان ندهيد. اگر ميبينيد در
يك جلسه كاري يا پشت تلفن ميخواهيد كنترل خشمتان را از دست دهيد، با خود تا 10
بشماريد تا از عصباني شدنتان جلوگيري كنيد.
پيش از نشان دادن هر گونه واكنش واقعيات را بررسي كنيد.
با كسي كه ميتواند آرامتان كند، حرف بزنيد: هميشه كسي را براي درددل و تكيه كردن
داشته باشيد، چه داخل و چه خارج از محل كار. در اين مواقع سعي كنيد با او بيرون
برويد و كمي صحبت كنيد. درست نيست همه ي احساساتتان را در خود نگاه داريد و بيرون
نريزيد. با اين كار سلامتي خودتان به خطر خواهد افتاد. با دوستي صميمي درخصوص اين
مشكلات صحبت كنيد تا او آرامتان كند و كنترل خود را دوباره بازيابيد.
براي از بين بردن عصبانيت خود ورزش كنيد: اجازه ندهيد تصوير كاريتان با عصباني شدن
و از دست رفتن كنترلتان مخدوش شود. در اين مواقع ورزش كمك بسيار خوبي است. به
باشگاه برويد و كمي ورزش كنيد. مطمئن باشيد همه چيز را فراموش خواهيد كرد.
ببينيد چه چيز باعث عصبانيتتان ميشود: آگاه باشيد در چه موقعيتهايي كنترل خود را
از دست ميدهيد و عصباني ميشويد. وقتي متوجه شديد چه چيز به عصبانيتتان منجر ميشود،
درصدد جلوگيري از ايجاد چنين موقعيتهايي برآييد يا اين كه ياد بگيريد چطور با اين
موقعيتها كنار بياييد تا موقعيت كاريتان خدشهدار نشود.
همكارانتان را بشناسيد: ببينيد رفتار هر كدام از همكارانتان چه علائمي دارد. ممكن
است خيلي از حرفهاي آنها كه براي شما مثل انتقاد ميماند، در واقع حكم شوخي داشته
باشد. با شناختن شخصيت و رفتارهاي همكارانتان بهتر ميتوانيد با انتقادهاي آنها
كنار بياييد و خشم خود را كنترل كنيد.
واكنش افراد ديگر را پيشبيني كنيد: زماني كه ميخواهيد كار جديدي را در محل
كارتان انجام دهيد، واكنش و عكسالعمل همكارانتان را پيشبيني كنيد. با اين كار
ميتوانيد بهتر با انتقادها و ايرادهاي آنها پس از انجام كار كنار بياييد.
خود را براي حفظ آرامش آماده كنيد: زماني كه ميخواهيد سخنراني كنيد، خود را براي
هر نوع پرسش و انتقادي آماده كنيد. با اين كار ميتوانيد حين ايراد انتقادهاي
ديگران، آرامش خود را حفظ كرده و به درستي پاسخ منتقدان را بدهيد.
پيش از نوشتن هر نامه نامحترمانه كمي صبر كنيد: هيچ گاه به ديگران بياحترامي
نكنيد، حتي اگر حق با شما باشد. آسان است كه اجازه بدهيم ابرهاي تيره جلوي
قضاوتمان را بگيرد.
پيش از ارسال هر نامه نامحترمانه در پاسخ به انتقادهاي ديگران، يك روز صبر كنيد.
روز بعد دوباره آن را بخوانيد و تجديدنظر كنيد.
در پايان هر روز خشمتان را دور بيندازيد: ياد بگيريد با ترك محل كار، عصبانيتهاي
خود را نيز دور بريزيد. پس از كار به فعاليتهايي بپردازيد كه به آن علاقه داشته و
لذت ميبريد. با دوستانتان بيرون برويد يا تلويزيون تماشا كنيد. با اين كار هيجان
و استرس را از ميان خواهيد برد.
براي طغيانهاي عصبي خود عذرخواهي كنيد: با اين كه قصد بدي نداشتهايد، درست نيست
كه جلسات كاري را با عصبانيت،Nervousness ترك كنید. اگر در حين جلسه، عصبانيتتان
باعث شده كه به كسي بياحترامي كنيد، از او معذرت بخواهيد. لزومي ندارد كه براي
عصبانيت خود توضيحي دهيد. فقط گفتن «من رفتار بدي داشتم و عذر ميخواهم» كافي است
تا همه سوءرفتارها را از بين ببرد. منبع :جام جم
نگرانيهايتان
را سركوب كنيد هفت قانون برای دست کشیدن از
نگرانی!
چقدر در زندگي خود به دنبال اضطراب ميگرديد؟ آيا شما هم از آن دسته افرادي هستيد
كه كاملاً آگاهانه به پريشانيهاي فكري خود دامن ميزنيد؟
آيا هميشه نگران اين هستيد كه سر كار خود دير برسيد؟ آنقدر كه بايد خوب به نظر
نياييد؟ همسرتان از بودن با شما احساس بيحوصلگي كند؟ وضعيت ماليتان دچار ركود
شود؟ هواپيمايي كه با آن سفر ميكنيد دچار سانحه گردد؟ يا هنگام مواجهه با افراد
جديد دستپاچه شده و خرابكاري نماييد؟ اگر چنين است با كمال اطمينان به شما ميگوييم
كه گرفتار اضطراب مزمن هستيد!
طبق تحقيقاتي كه در اين زمينه به عمل آمده، 38 درصد از افراد شخصاً اظهار كردهاند
كه هر روز با نگراني و اضطراب دست و پنجه نرم ميكنند و اين معضل در طول زندگي
رهايشان نميكند.
شايد بيشتر اين اضطرابها ريشه در اتفاقات ناخوشايندي دارد كه در گذشته رخ داده و
منجر به شكلگيري اين نگرانيهاي مزمن شده است. تنها مسئله خوشايندي كه در اين
رابطه ميتوان ذكر كرد اين است كه 85 درصد از مسائلي كه شما بابت آنها نگران هستيد
در نهايت نتايج مثبتي در بر خواهد داشت و هيچوقت واقعاً چنين اتفاقات بدي رخ نميدهد.
اگر شما هم دائماً بهخاطر همه چيز، از مسائل جزئي گرفته تا مسائل مهم نگران
هستيد، بهتر است خودتان را جزو افرادي كه ذكر شد قلمداد كنيد. اگر اينطور است
حتماً ميدانيد كه گذشت زمان هيچ تاثيري در كاهش اضطراب ندارد يا به عبارت ديگر
شما عادت كردهايد كه هميشه منتظر وقوع اتفاقات ناخوشايند باشيد و پيشاپيش براي
آنها مضطرب شويد.
اما چگونه اين احساس را تشخيص دهيم؟
براي درمان اضطراب مزمن، ابتدا بايد به ريشهيابي علل ايجاد آن بپردازيد. به
خودتان و آنچه كه در درونتان نگراني ايجاد ميكند فكر كنيد.
1. اگر
واقعاً قرار است اتفاق بدي بيفتد، شما هم واقعاً مسئول هستيد كه براي آن نگران
باشيد.
حتي اگر شما ذاتاً هم آدمي دلشورهاي باشيد، لزوماً نبايد به هر نوع فكر آزاردهندهاي
كه به سرتان راه مييابد توجه كنيد و درصدد رفع آن برآييد. ولي اگر مسئوليت كاري
به عهده شماست، ديگر قضيه فرق ميكند و بهتر است حتماً نسبت به انجام آن حساسيت
نشان دهيد. گاهي مواقع بهترين راه براي خلاصي از شر احساسات ناخوشايند همراهي با
آنها و سد نكردن روند طبيعي بروز احساسات و عواطف دروني است.
2. لازم نيست هميشه از همه چيز مطمئن باشيد.
شما به عنوان يك فرد مضطرب حتماً ميدانيد كه نميتوانيد بلاتكليفي را تحمل كنيد و
جملاتي شبيه «بايد مطمئن شوم كه خطري من را تهديد نميكند» يا «من ميخواهم مطمئن
شوم كه همسرم هيچوقت مرا ترك نميكند» برايتان آشنا است. شما به عنوان يك فرد
مضطرب هميشه به دنبال مطمئن شدن از صحت و درستي امور، جستجو براي يافتن اطلاعات
بيشتر و امتحان كردن مردم هستيد تا دوباره از همه چيز اطمينان حاصل كنيد.
اما هميشه هم لزومي ندارد كه قبل از انجام كاري صد درصد از نتيجه آن اطمينان حاصل
نماييد.
3. هرگاه مطمئن شديد افكار منفيتان به وقوع ميپيوندد برايش دلشوره بگيريد، در
غير اين صورت بيخيال دلشوره شويد!
در حاليكه بيشتر مردم با احساسات منفي خود به عنوان امري جانبي و نه چندان مهم
برخورد ميكنند، شما طوري رفتار ميكنيد كه گويي اين احساسات علامتي قطعي از وقوع
اتفاق بدي هستند.
وقتي فكر ميكنيد كه من در امتحان امروز نمره بدي ميگيرم سريعاً نتيجهگيري ميكنيد
كه احتمال وقوع چنين اتفاقي و بد شدن نمرهتان خيلي زياد است. اگر شما بهخوبي درس
خوانده باشيد و كمي هم منطقي فكر كنيد ديگر دليلي وجود ندارد تا به اين فكر منفي
توجه كنيد چراكه خودتان خوب ميدانيد تلقين چه اثراتي به دنبال خواهد داشت.
شايد همين احساس بد آنقدر كارايي شما را كم كند كه بهرغم تمام تلاشي كه كردهايد،
همان نتيجهاي را كسب كنيد كه بهخاطرش نگران بوديد.
4. آيا هر آن چيز بدي كه ممكن است اتفاق بيفتد بازتابي از شخصيت شماست؟
وقتي احتمال ميدهيد اتفاقات بدي برايتان رخ ميدهد، باور داريد كه اين اتفاقات
به اين دليل بهوقوع ميپيوندند كه شما به اندازه كافي شايستگي لازم براي جلوگيري
از آنها را نداشتهايد. وقتي كه دير به جايي ميرسيد، اينطور نتيجهگيري مينماييد
كه همه فكر ميكنند شما كلاً آدم بيمسئوليتي هستيد. اگر در كارتان با مشكلاتي
مواجه هستيد، به اين نتيجه ميرسيد كه كاملاً فرد نالايقي هستيد. شايد هيچ وقت كسي
در مورد شما آنطور كه خودتان تصور ميكنيد فكر نكند، اما شما حاضر نيستيد دست از
اين نتيجهگيريهاي منفي برداريد. شما فكر ميكنيد اين اتفاقات و مشكلات فقط بهخاطر
اين رخ ميدهند كه من هستم. ولي لطفاً كمي با خودتان مهربان باشيد و اينقدر دست به
تخريب شخصيتتان نزنيد
5. شكست غيرقابل اجتناب است.
حتماً تا بحال متوجه شدهايد كه چقدر نقص در انجام كارها براي شما غير قابل قبول
است. اما شايد به اين دليل كه شما نقص را با شكست يكسان فرض ميكنيد، شكست براي
شما كشنده، ترسناك و به معني رسيدن به آخر خط است.
پس اينطور خود را قانع ميكنيد كه وقتي نگرانيد انگيزه بيشتري براي تلاش پيدا ميكنيد
و وقتي براي وقوع اتفاقات بد در حالت آماده باش به سر ميبريد، ديگر با وقوع آنها
غافلگير نميشويد.
شايد حق با شما باشد و كمي نگراني، البته تاكيد ميكنيم كمي نگراني انگيزه خوبي
براي تلاش و جلوگيري از شكست باشد اما لطفاً بيش از اندازه مته به خشخاش نگذاريد و
كمي هم واقعبين باشيد. هيچگاه فراموش نكنيد كه عدم موفقيت در كارها يكي از طبيعيترين
جنبههاي زندگي است.
6. هر چه زودتر خود را از شر احساسات منفي خلاص كنيد
مثل بقيه افراد مضطرب شما هم تصور ميكنيد هرچه زودتر بايد فكري به حال افكار منفي
خود بكنيد و آنها را كنترل يا در بهترين حالت از ذهنتان حذف كنيد. شايد اين طرز
تفكر به اين دليل است كه تصور ميكنيد اگر جلوي افكار منفي را نگيرم بالاخره روزي
زندگيام را خراب ميكنند، اما شايد قضيه به اين بدي هم كه شما ميگوييد نباشد.
افراد عادي در چنين مواقعي با خود فكر ميكنند، بالاخره براي هر كسي پيش ميآيد كه
با احساسات منفي دست و پنجه نرم كند و نهايتاً از دست آنها خلاص شود. پس بد نيست
شما هم كه مثل همه آدمها از اين قاعده مستثني نيستيد، طرز فكرتان را كمي تغيير
دهيد.
7. در آخر بهتر است قانون هفتم را نيز با دقت بيشتري بخوانيد: شما مجبوريد كه
همين الان از نگراني دست بكشيد يا اينكه خداي نكرده با ادامه چنين وضعي كارتان به
جنون برسد!
فرض كنيد هماكنون آنقدر نگران هستيد كه ميترسيد نكند اين نگرانيها سرانجام كار
شما را به جنون بكشاند، بيمارتان كند و نهايتاً كنترل زندگي را از دست شما خارج
كند.
پس تصميم ميگيريد دست از نگران بودن
برداريد. به خودتان ميگوييد، خب، حالا وقت آن شده كه دست از اين افكار منفي و
نگرانيهاي بيمعني بردارم. اما بهتر است بدانيد كه اين راه هم جواب نميدهد و
كارگر نيست. چراكه شما فكر ميكنيد بايد نگرانيهايتان را كنترل كنيد و وقتي از
عهده چنين كاري بر نميآييد بهخاطر اين ناتواني از دست خودتان عصباني ميشويد.
شايد سعي كنيد راههاي ديگري را براي كنترل افكارتان انتخاب كنيد. مثلاً به مسائل
خوشايندي فكر كنيد و به خودتان تلقين كنيد كه من واقعاً آدم خوبي هستم يا من به
خودم ايمان دارم اما اين تصديقها فقط براي چند دقيقه موثر واقع ميشوند و پس از
آن دوباره جاي خود را به احساسات منفي خواهند داد، و حتي بيشتر از قبل باعث تضعيف
روحيه شما ميشوند.
شما از نگرانيهايتان براي حل مشكلاتي كه در واقع اصلاً وجود خارجي ندارند و براي
خلاص شدن از شك و بلاتكليفي و براي اطمينان از اينكه هيچ وقت احساس بدي نخواهيد
داشت و يا شكست نميخوريد، استفاده ميكنيد. اما حقيقت اصلي اين است كه اين اهداف،
واقعاً دستنيافتني و غيرممكن هستند.
بجاي اين كارها بهتر است فكر كنيد چرا ميخواهيد از شر اين نگرانيها خلاص شويد؟
آيا تلاش ميكنيد تا هيچ وقت و حتي در شرايط غيرقابل پيش بيني غافلگير نشويد؟ آيا
تلاش ميكنيد براي انجام كارها انگيزه لازم را در خودتان ايجاد كنيد؟ آيا تلاش ميكنيد
ذهنتان را كنترل نماييد؟ اولين گام براي غلبه بر نگراني و اضطراب كشف دليل بوجود
آمدن چنين احساسي است.
شايد واقعاً دليل خاصي براي اين همه تشويش وجود نداشته باشد. پس با صراحت به شما
اعلام ميكنيم، اگر بيشتر اوقات دچار احساسات منفي و ناخوشايند هستيد، به دنبال
مجرم نگرديد. مقصر اصلي خودتان هستيد. انتخاب با شماست كه چقدر ميخواهيد از لحظه
لحظههاي زندگيتان لذت ببرید